X
تبلیغات
××× پرواز تا ملکوت ×××

××× پرواز تا ملکوت ×××
جهان را بلندی و پستی تویی ......... ندانم چه ای هرچه هستی تویی

هیچ کس به شما بدهکار نیست

حتی هوایی که نفس می کشید به شما هدیه شده است

[ سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 8:45 ] [ العبد ] [ ]

انسان باز هم می تواند متولد شود

تولدی به دست خویشتن

تولدی که به خواست و اراده ی خودش باشد

تولدی انتخابی برای چگونه بودن

و بودنی سرشار از خداوند...

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ 8:31 ] [ العبد ] [ ]

هم چون باران باش ...!

رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن ...

[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 15:10 ] [ العبد ] [ ]

عيب کار اينجاست که

 من  '' آنچه هستم ''  را  با   '' آنچه بايد باشم ''  اشتباه مي کنم ،  

  خيال ميکنم  آنچه  بايد  باشم  هستم،  

 در حاليکه  آنچه  هستم نبايد  باشم .

[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 14:25 ] [ العبد ] [ ]

یافته هایت را با باخته هایت مقایسه نکن

اگر خدا را یافتی هر چه باختی مهم نیست

[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 12:13 ] [ العبد ] [ ]

گمشده این نسل اعتماد است نه اعتقاد

افسوس که نه به اعتماد اعتقادی هست و نه به اعتقاد اعتمادی

(میگن از دکتر شریعتی)

[ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:47 ] [ العبد ] [ ]

خداوندا خسته ام

خسته از فصل سرد گناه

و دلتنگ روزهای پاک

بارانی بفرست

من چتر گناه را دور انداخته ام

(با تشکر از ص.ر)

[ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:38 ] [ العبد ] [ ]
واقعا مشکل خیلی از ما انسانها این است :
همانقدر که مسخره می کنیم احترام نمی گذاریم
همانقدر که اشتباه میکنیم تفکر نمیکنیم
همانقدر که عیب میبینیم برطرف نمی کنیم
همانقدر که از رونق می اندازیم رونق نمی بخشیم
همانقدر که کینه به دل می گیریم محبت نمی کنیم
همانقدر که حرف میزنیم عمل نمی کنیم
همانقدر که می گریانیم شاد نمیکنیم
همانقدر که ویران میکنیم آباد نمیکنیم
همانقدر که کهنه میکنیم تازگی نمی بخشیم
همانقدر که دور میشویم نزدیک نمی کنیم
همانقدر که آلوده میکنیم پاک نمیکنیم
همیشه دیگران مقصرند ما گناه نمیکنیم
(با تشکر از ف.ن)


 

[ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:18 ] [ العبد ] [ ]

روزی توانگری مالی نیست

روزی توفیق عمل صالح است

[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 13:27 ] [ العبد ] [ ]

اگر قدرت تغییر وضعیت حال را ندارید 

حداقل جسارت تحمل شرایط حال را داشته باشید

وضعیت حال شما نتیجه ی خواست واقعی شما در گذشته است

خواست واقعی تان را تغییر دهید آنگاه آینده ی شما تغییر خواهد کرد.

[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:58 ] [ العبد ] [ ]

دقت کردین؟

برای خرید یه تلویزیون مدل بالاتر چقدر هزینه می کنیم

(زمان، پول، کار و ...)

اما برای اینکه خودمون رو ارتقاء بدیم کمتر تلاش می کنیم

[ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:48 ] [ العبد ] [ ]

مدتها گذشت تا بفهمم همه ی کسانی که به رویم می خندند

 دلیلی بر این نیست که از من خوششان می آید

[ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:44 ] [ العبد ] [ ]

توجه ... توجه

آدمهای اینچنینی جامعه ی اینچنینی ساخته اند

[ سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 ] [ 14:34 ] [ العبد ] [ ]

وقتی خداوند از پشت دستهایش را روی چشمانم گذاشت

 از لای انگشتانش چنان محو دیدن دنیا شدم که

 فراموش کردم منتظر است تا نامش را صدا کنم ...

[ جمعه ششم اردیبهشت 1392 ] [ 18:8 ] [ العبد ] [ ]

یکی از عارفان بزرگ نقل کرده: در صحرا بودم شیطان را دیدم که ۴۰ روز در حال سجده بود و سر از سجده بر نداشت گفتم بعدا از اینکه مورد بیزاری و لعنت خدا قرار گرفتی این همه عبادت برای چیست؟ پاسخ داد: اگر من از بندگی عزل شدم او که از خدایی معزول نیست ...

[ جمعه ششم اردیبهشت 1392 ] [ 17:56 ] [ العبد ] [ ]

ماهیان از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند!

و چون دریا آرام شد، خود را اسیر صیادان یافتند!!

تلاطم زندگی، حکمت خداست،

از خدا دلی آرام بخواهیم نه دریایی آرام...


 با تشکر از ...

[ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 14:10 ] [ العبد ] [ ]

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،

 آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

 آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،

آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ،

می خواهم بدانم،

دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی

 تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
 
  سهراب سپهری
[ جمعه بیست و سوم فروردین 1392 ] [ 0:7 ] [ العبد ] [ ]

آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را
و دریایى غرق نمی کند "موسى" را

کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش

دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند
اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند

از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟!

که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند
او که یگانه تکیه گاه من و توست !

پس

به "تدبیرش" اعتماد کن

به "
حکمتش
" دل بسپار

به او "
توکل
" کن

و به سمت او "
قدمی بردار
"

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی ...

[ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 ] [ 23:22 ] [ العبد ] [ ]

دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم

وقتی محبت کردم و تنها شدم

وقتی دوست داشتم و تنها ماندم

دانستم باید تنها شد و تنها ماند

تا خدا را فهمید

(با تشکر از ص.ر)

[ پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392 ] [ 13:10 ] [ العبد ] [ ]

چه کسی می گوید جاذبه رو به زمین است؟؟

من کسانی را دیده ام که فارغ از هر کششی رفته اند تا بالا تا اوج...

آری جاذبه رو به خداست

(با تشکر از ص.ر)


موضوعات مرتبط: جملات کوتاه آموزنده
[ جمعه شانزدهم فروردین 1392 ] [ 10:56 ] [ العبد ] [ ]

برای آسمانی شدن فقط کافیست از زمین دل بکنی


موضوعات مرتبط: جملات کوتاه آموزنده
[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ 11:5 ] [ العبد ] [ ]

آیا خدا بر بنده ی خویش کافی نیست؟


موضوعات مرتبط: جملات کوتاه آموزنده
[ پنجشنبه هشتم فروردین 1392 ] [ 17:55 ] [ العبد ] [ ]

آری خدای من

تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم،

تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم،

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ،


اما...

اما...

تو در من چه دیدی که به من وفادار ماندی...؟؟


موضوعات مرتبط: گفتگو با خدا
[ پنجشنبه هشتم فروردین 1392 ] [ 17:50 ] [ العبد ] [ ]

چندی است که اسیر محبت به شخصی شده ام و عنان از کفم ربوده، چه کنم؟

جواب: شخص عاقل به

اجمل « زیباتر »

و اکمل « کاملتر»

 و انفع « با نفعتر »

و ادوم « با دوامتر »

محبت پیدا میکنه؛

چرا که عشق به او دافع شرور و بلیات است، به خلاف محبت به غیر.


موضوعات مرتبط: جملات کوتاه آموزنده
[ پنجشنبه هشتم فروردین 1392 ] [ 17:27 ] [ العبد ] [ ]
گذشته ها به آینده ها سخت همانند است.
اگر به گذشته افسوس خوری، آن چنان است که بر آینده دیده حسرت دوزی.
خردمندان چنین نکنند و حال را بر دریغ های گذشته و احکام آینده ترجیح بخشند

موضوعات مرتبط: جملات کوتاه آموزنده
[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 23:23 ] [ العبد ] [ ]

آنچه به سویش کشیده می شوی تمایل قلبی توست

برای رفع نقص ها و حرکتی است به سوی کمال


موضوعات مرتبط: جملات کوتاه آموزنده
[ سه شنبه ششم فروردین 1392 ] [ 22:43 ] [ العبد ] [ ]

برای به دست آوردن بهترین ها باید بهترین بود


موضوعات مرتبط: جملات کوتاه آموزنده
[ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 8:1 ] [ العبد ] [ ]

هیچکس را در زندگیتان ملامت نکنید

آدمهای خوب برایتان شادی می آورند

آدمهای بد تجربه

بدترین ها درس عبرت می شوند

بهترینها خاطره


موضوعات مرتبط: جملات کوتاه آموزنده
[ یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 ] [ 10:12 ] [ العبد ] [ ]
سلطان عبدالحمید میرزا فرمانفرما(ناصرالدوله) هنگام تصدی ایالت کرمان چندین سفر به بلوچستان می رود و در یکی از این مسافرت ها چند تن از سرداران بلوچ از جمله سردار حسین خان را دستگیر و با غل و زنجیر روانه کرمان می کند.پسر خردسال سردار حسین خان نیز با پدر زندانی و در زیر یک غل بودند..چند روز بعد فرزند سردار حسین خان در زندان به دیفتری مبتلا می شود.سردار بلوچ هر چه التماس و زاری می کند که فرزند بیمار او را از زندان آزاد کنند تا شاید بهبود یابد ولی ترتیب اثر نمی دهند.
سردار حسین خان به افضل الملک،ندیم فرمانفرما نیز متوسل می شود.افضل الملک نزد فرمانفرما می رود و وساطت می کند،اما باز هم نتیجه ای نمی بخشد. سردار حسین خان حاضر می شود پانصد تومان از تجار کرمان قرض کرده و به فرمانفرما بدهد تا کودک بیمار او را آزاد کند و افضل الملک این پیشنهاد را به فرمانفرما منعکس می کند،اما باز هم فرمانفرما نمی پذیرد.افضل الملک به فرمانفرما می گوید:((قربان آخر خدایی هست،پیغمبری هست،ستم است که پسری درکنار پدر در رندان بمیرد.اگر پدر گناهکار است ،پسر که گناهی ندارد.))فرمانفرما پاسخ می دهد:((در مورد این مرد چیزی نگو که فرمانفرمای کرمان،نظم مملکت خود را به پانصد تومان رشوه سردار حسین خان نمی فروشد((همان روز پسر خردسال سردار حسین خان در زندان در برابر چشمان اشکبار پدر جان می سپارد.دو سه روز پس از این ماجرا یکی از پسرهای فرمانفرما به دیفتری دچار می شود.هر چه پزشکان برای مداوای او تلاش می کنند اثری نمی بخشد.به دستور فرمانفرما پانصد گوسفند در آن روزها پی در پی قربانی می کنند و به فقرا می بخشند اما نتیجه ای نمی دهد و فرزند فرمانفرما جان می دهد.
فرمانفرما در ایام عزای پسر خود،در نهایت اندوه بسر می برد.درهمین ایام روزی افضل الملک وارد اتاق فرمانفرما می شود.فرمانفرما به حالی پریشان به گریه افتاده و به صدایی بلند می گوید:((افضل الملک!باور کن که نه خدایی هست و نه پیغمبری!والا اگر من قابل ترحم نبودم و دعای من موثر نبوده،لااقل به دعای فقرا و نذر و اطعام پانصد گوسفند می بایست فرزند من نجات می یافت.)).افضل الملک در حالی که فرمانفرما را دلداری می دهد می گوید:((قربان این فرمایش را نفرمایید،چرا که هم خدایی هست و هم پیغمبری،اما می دانید که فرمانفرمای جهان نیز نظم مملکت خود را به پانصد گوسفند رشوه ی فرمانفرما ناصرالدوله نمی فروشد!((
باید در رفتارها خیلی دقت کنیم :علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد

موضوعات مرتبط: داستان كوتاه
[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 20:50 ] [ العبد ] [ ]

من شش چيز را در شش جا قرار دادم،

ولي مردم آن را در شش جاي ديگر طلب مي كنند

و هرگز به آن نمي رسند:

من علم را در گرسنگي قرار دادم ،

ولي مردم آن را در سيري دنبال مي كنند.

من عزت را در نماز شب قرار دادم ،

ولي مردم آن را در دستگاه سلاطين مي جويند.

من ثروت را درقناعت قرار دادم ،

ولي مردم آن را در كثرت مال طلب مي كنند.

من استجابت دعا را درلقمه حلال قرار دادم ،

ولي مردم آن را در قيل وقال دنبال مي كنند.

من بلند مرتبگي را درتواضع قرار دادم ،

ولي مردم آن را درتكبر مي طلبند.

من راحتي را در بهشت قرار دادم ،

ولي مردم آن را دردنيا طلب مي كنند.


موضوعات مرتبط: جملات کوتاه آموزنده
[ چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1391 ] [ 14:19 ] [ العبد ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

....... به نام خاتمکار بال پروانه ها ......
با خدا بودن جبران تمام نبودن هاست. پرواز تا ملکوت به قصد کمک به رهایی و معراج انسان تلاش می کند.
............ خدایا یاریمان کن .............
امکانات وب